هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

357

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

تشريف داشتند ، اين مخلص حامل لبادهء تن‌پوش مبارك بودم براى آن مرحوم . يك منزل به خوى مانده ، رسما اطلاع داده و تكليف ورود خلعت را خواستم . آن مرحوم از جناب جلالت مآب اكرم ، آقاى صديق الدوله - دام اقباله العالى - تكليف ورود خلعت را خواسته بودند . جواب گفته بودند : « نواب مستطاب اشرف و الا ، حاجى سيف الدوله - دام اقباله - بايد جميع بازارها را حكم كرده ، ببندند . [ و ] با جميع « اعيان » و « اشراف » شهر و « اهل نظام » استقبال از خلعت بكنند و خلعت را وارد خوى نمايند و خود حاجى سيف الدوله ، مهماندار ميرزا محمد على خان باشد . و به همين تفصيل فردا خلعت را وارد فرورق نمايند ، و خود شما هم با جميع « اهل نظام » و « غير نظام » كه در اردو هستند ، با موزيكان‌چى استقبال كرده ، خلعت را وارد فرورق كنيد . » به همين تفصيل ، بدون كم و زياد ، عمل نمود . به حمد للّه امروز جناب جلالت مآب آقاى صديق الدوله « 1 » - دام اقباله العالى - بر همان مسند وزارت حضرت مستطاب اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - با همان شئونات آن مرحوم نشسته و بيناست . چون اين خلعت وارد خاك شقاقى « 2 » نمىشود ، وارد خاك حكومت سركار عالى مىشود ، به هيچ‌وجه بحثى بر نواب مستطاب اشرف و الا ، اكبر ميرزا - دام اقباله العالى - وارد نيست ، رسما به سركار اطلاع دادم و عين همين سواد عريضه را هم خود برداشتم و اصل را هم خدمت سركار مىسپارم . هرگاه به قدر جوى از تشريفات خلعت كم‌وكسر ببينم ، سواد همين عريضه را با آن چه ديده‌ام ، معروض خواهم داشت ؛ و از لحاظ انور خواهد گذشت . ديگر نمىدانم

--> ( 1 ) . ميرزا رضا خان نورى مازندرانى معروف به صديق الدوله ، كه در سال 1279 ه . ق . / 1862 م . « لله » و معلم مظفر الدين ميرزا وليعهد بود . در سال 1880 م . به مقام وزارت و پيشكارى وليعهد منصوب شد . در سال 1882 م . به‌عنوان كارگذار و وزير ماليه و داخله مملكت آذربايجان به تبريز رفت . در 1883 م . توليت آستان قدس رضوى را به عهده داشت . طبق برآورد بانك شاهنشاهى ، وى از محل ثروت و دارايى خود كه بيش از 000 ، 200 تومان بود ، سالى 000 ، 20 تومان درآمد داشت . ( فرهنگ رجال قاجار ، 111 - 112 ؛ شرح‌حال رجال ايران ، 2 / 9 - 10 ؛ القاب رجال دوره قاجاريه ، 98 ) . ( 2 ) . شقاقى ( Shaqaqi ) ، طايفه‌اى احتمالا كردى الاصل ، كه دورهء صفويه بين مغان و سراب مىزيسته‌اند و پيدايش آنها از زمان آق‌قويونلو سابقه داشته است . اين طايفه ترك‌زبان و شيعه هستند . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 780 ) .